تبليغاتX
دختربندر
تفریحی
بچه های عزیز که به وبلاگم می سرید با عرض پوزش برای این غیبت طولانیم واقعا شرمندم اخه درس زیاد داشتم و نمیشد اپ کنم امروز واستون پیشنهاد عالیییییییییییی دارم اگه میخواید فقط تو نظرات بهم بگید این یه بازیه علیهههههههههه انلاین که بهش معتاد میشین عالیه نیازی به سرعته بالا هم نیست موضوش اداره ی یه دهکده هستش که کاملا هم فارسیه نظر یادتون نره ایمیلتونم یادتون نره
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 12:46  توسط دختربندر  | 

زدبازی (سهراب) وارد می شود

رپ بچه ها نه تنها خوب روی ریتم می شینه بلکه زبون روزمره شون ( که فحش هم شاملش می شه) نقطه نورانی آهنگهاشونه. برخلاف خیلی ها که زندگی واقعیشون با حرفهاشون فرق می کنه، بین آهنگهای زدبازی و زندگیشون فاصله ای نیست. بچه ها از زندگی حاشیه ای تهران و لندن حرف می زنن ( اوخ اوخ لوشون دادم).

بالاخره بعد از یکی دو ماه تلفن بازی و قایم موشک بازی ، زدبازی راضی شد که اولین مصاحبه رسمیشو با بی بی سی انچام بده .این گفتگو در خونه یکی از بچه ها و موقع ضبط جدیدترین آهنگشون " بی حس " انجام شده.
سهراب، سیاوش معروف به sijal که یکی دیگه از بچه ها ی گروه و سامان موقع ضبط در لندن.

- من سامان ویلسون ( Wilson ) هستم.
- مهراد هیدن ( Hidden )
- سهراب ام-جی ( MJ ) هستم.
(سیاوش sijal در فرانسه دانشجو هستش و از بچگی با زدبازی رفیق شده و صداش تو آهنگها شنیده می شه ولی موقع این مصاحبه تو اتاق نبود !)

شما توی لندن درس می خونین؟

بعضی هامون آره، بعضی هامون نه! کنارش کار هم می کنیم.

آهنگ های زدبازی رو کجا ضبط کردین؟

مهراد: آهنگ ها خونه من ضبط شده به جز بعضی از اونها که از موسیقی امینم ( Eminem ) استفاده شده.
چرا اسم های مستعار انتخاب کردین و معنی اونها چیه؟

سامان (ویلسون): این مسئله از دبیرستان شروع شد. من با یکی از رفیقام به نام ممد ( محمد ) خیلی با هم جور بودیم. اون موهاش و قیافش شبیه بارت سیمپسون ( Bart Simpson ) بود. همه این رو سوژه می کردن و ما هم انقدر با هم جور بودیم که تصمیم گرفتیم دوتایی بشیم "ویلسون" ( به جای سیمپسون )

جریان "هیدن" چیه؟

مهراد: جریان خاصی نداره!

چرا اسم های فارسی انتخاب نکردین!؟ می خواستین ما رو حرص بدین؟ مثلاً جریان "ام-جی" چیه؟

سهراب: ام-جی مخفف کلمات Master Joint هستش! از اونجایی هم که خیلی ها می دونن من "سلطان دود" هستم این اسم رو انتخاب کردم. اسم ها رو هم خارجی انتخاب کردیم چون خارج از ایران هستیم دیگه!

شعر آهنگ ها رو خودتون تک تک می نویسین؟

مهراد: آره. خیلی ها فکر می کنن یک نفر از ما شعرها رو میگه. اما هر کدوم از ما هز قسمتی رو که قراره بخونه، خودش شعرش رو هم میگه.

ایده آهنگ "خلیج فارس" مال کی بوده؟

سامان: ایده من بوده. اما دوباره هر کسی شعر قسمت خودش رو گفته.

مهراد: ما اصولاً برای آهنگ ها اسم نمی ذاریم و اینها اسم هایی هستن که برای خودمون درست کردیم.

سهراب: این آهنگ ربطی به خلیج فارس نداره. فقط چون من توش میگم "زدبازی یدونست از خزر تا خلیج فارس" بهش می گیم "خلیج فارس". البته منظورم اینه که تو کل ایران ما یدونه ( تک ) هستیم!
یکی از خصوصیت های رپ ایرانی "رجز خونی" هست. جریان این چیه؟

سامان: رجز خونی کلاً قسمتی از موسیقی رپه. فرقی هم نداره ایرانی باشه یا خارجی. هر کسی توی این بازی سعی می کنه بگه که بهترینه. ما هم باور داریم که بهترینیم و همیشه اینو میگیم.

سهراب: رجز خونی اخطاری هست قبل از اینکه اتفاق بدی صورت بگیره. البته می تونه دروغ یا یه دستی هم باشه. ولی مال ما راست بوده!

مهراد: ما هیچ وقت نقشه نمی کشیم که چی بخونیم. اکثراً "زدبازی" عقیده های خودمونه و حرف هایی هست که خودمون دوست داریم بگیم. از روزی هم که شروع کردیم فقط برای خودمون می خونیم.

پس چرا آهنگ هاتون رو می ذارین روی اینترنت؟

سهراب: که بقیه هم گوش کنن!

مهراد: ما آهنگ رو روی اینترنت نذاشتیم!

سامان: قرار نبود از اول آهنگی روی اینترنت بره. روزی که این موضوع رو به خود من گفتن کلی تعجب کرده بودم!

"زدبازی" چطور شروع شد؟

مهراد: اول هر کسی توی برنامه خودش بود. من با سامان، در تهران توی دبیرستان آشنا شدم. اون موقع سامان شروع کرد به زبان فارسی متن آهنگ گفتن و بعد از یه مدت چند تا شعر روی آهنگ های ( ۵۰Cent ) خوندیم که خیلی جالب شد. بعد از یک مدت "زدبازی-۱" رو بیرون دادیم که روی آهنگ های ( D12 ) خونده بودیم. این آلبوم بود که توی اینترنت رفت و کلی دانلود شد.

سامان: ما اصلاً به خاطر دانلود و این چیزا کار نمی کنیم. چون دوست داریم این کار رو انجام می دیم و دانلود یک نوع آزمایشه تا بفهمیم از آهنگ هامون چقدر استقبال میشه.

گروه سنی شما چیه؟

سامان: تازه دارم میشم ۲۱ ساله.

مهراد: من تازه دارم میشم ۲۲.

سهراب: من تازه شدم ۲۰ ساله!

جریان این نسل و گروه سنی شما چیه؟ چون رپ ایرانی توی همین گروه سنی شما به وجود اومد.

مهراد: سبک اصلی من راک بود و ساز اصلیمم پیانو! ما هر کدوم سبک های خودمون رو داشتیم اما وقتی به هم رسیدیم تصمیم گرفتیم تا این سبک موسیقی رو ادامه بدیم.
معنی "زدبازی" چیه و از کجا ریشه گرفته؟

سامان: سال اولی که من به انگلستان اومدم زندگی سختی داشتم. اون موقع من بودم و یکی از رفیقام به نام سهراب (البته نه سهراب خودمون!) توی اون یه سال من و سهراب انقدر با هم بودیم که جریان زاخار (به معنی رفیق) پیش اومد. ما هر دفعه حال نداشتیم که این کلمه رو بگیم و به جاش می گفتیم "زد". مثلاً می گفتیم "چطوری زد؟"، "کجایی زد؟" خلاصه "زد بازی" بین من و این رفیقم بود.

شما اولین گروهی بودین که فحش رو توی آهنگ های رپ ایرانی آوردین. چطور شد که این کار رو کردین؟

مهراد: فحش جزو فرهنگ موسیقی رپه! وقتی شما با کسی دعوات میشه دیگه بر نمیگردی بگی "بی ادب چرا این کار رو میکنی؟ دیگه دوستت ندارم" !!! اینجوری که نمیشه! فحش یک جور رو راست بودنه. به نظر من همه باید یاد بگیرن که خودشون باشن.

سهراب: من خودم اینکاره هستم! به نظر من فحش در ایران فقط توی محیط خانواده بده! ولی هر کسی توی محیط مدرسه بره و ببینه، متوجه میشه که فحش مثل نقل و نبات از دهن بچه ها میاد بیرون و کسی براش مهم نیست و دیگه اون زشتی قرن پیش رو هم از دست میده. جدا از فرهنگ رپ غربی، توی فرهنگ خود ما، "ایرج میرزا" توی شعرهاش خیلی حرفهای رکیکی می زد و فحش می داد. پس نشون می ده فحش توی ادبیات ما با وجود اینکه زشته و همه جا نباید به کار برده بشه، وقتی با هنر آمیخته بشه جلوه بهتری پیدا بکنه.

سامان: رپ اصلاً درباره صحبت عامیانه است. یعنی همون صحبت هایی که تو روز آدم با دوستاش می کنه و فحش یک قسمت از اونه!

بچه ها در کل چند تا آهنگ با هم ضبط کردین؟

سامان: دقیق نمی دونم. تقریباً ۱۰ تا آهنگ اومده بیرون. چند تا هم ضبط کردیم که توی اینترنت نیست.

شما با هم چطور آشنا شدین؟

سامان: من و مهراد هم کلاسی بودیم. با سهراب هم توی یک مهمونی آشنا شدیم.

منبع : بی بی سی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 23:41  توسط دختربندر  | 

این یه پست توپه :بیوگرافی بهرام رپر خوش صدا تازه کار و خوش اتیه
این بیوگرافی از زبون خود بهرام هست خودم از تو page 360 خودش برداشتم

متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره

در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم

پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم !
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی از محله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم!(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدون بزرگ هم همجوار بود
)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم !وقتی همبازی اونا شدم
!

یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش به مقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش و روشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم می کردن

بگذریم...
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسم داشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیح کنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم
!!!!
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکس ازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نه قیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم
!
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم
!
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد
!
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم
!
دوران دبیرستان محله باز عوض شد!!!(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر
)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد
!
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380
)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم
!
خلاصه
:
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم
!
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم !اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم
!
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد
!
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود !(محتوای شعریش شبیه گپ بود
)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد
!
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگه شیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشین لیست سیاه مدرسه
!
و ته کلاس نشین ها
!!!!
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلش این بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم !!!!!!!هر چند ضعیف ولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم
!!
داستان مینوشتم ! ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس
!
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد ! شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند
!
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم !انگشت نما بود
..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم ! اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم
!!
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم

شعرامم بهتر میشد هر روز!! البته که گفتن این حرفا اسونه !
1381
با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم
!
بدون اهنگ شعر مینوشتم !و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم
!
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم و پولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدون انقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و.. بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من
)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازم قرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردن از رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره
!
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم
!
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفن معمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام رو به صورت زیر زمینی منتشر کنم
!
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه
!:
برقص با من" و "تشکر از مادرم
"
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم! با آهنگ "فقر

اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم !
وقتی پیاده میرم ! وقتی دارم قدم میزنم
!
تو تاکسی تو اتوبوس ! و خیلی جاهای دیگه
!
جاده با من حرف میزنه

بعد البوم اول هم بیکار نشستم !
اواسط 85 البوم دوم کار کردم
!
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم
!
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونو با سبک خودم همرا کنم !من و ولفگان با هم همکار شدیم !!!!تا هم بتونم کمکی به اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم
!
البوم دوم منتشر شد ! با نام (فرصت
)
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای "فرصت" ، "اذان" و "من با تو" مواجه شد
!
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند
.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابر کنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسم البوم هم درد دل بود

آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای "درد دل" ، "بن بست" ،"ایران پاک" و "سلطان رپ" روبرو شد !
بعد از اون هم که کاراهای دیگه ای
.....
دیگه حال ندارم بنویسم ولی فک کنم خودتون بدونید اگه توضیح بیشتری هم خواستین خبرم کنید
!
نمیدونم غلط املای داره یا نه دیگه نگاه نکردم ! شرمنده

غزت زیاد

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:12  توسط دختربندر  |